article_01_15
   

بلوچی مئی وتی شهدین زباننت      بلوچی اصل پرهنگ و دوام انت    ***     بلوچان گون بلوچی آشکار انت            بلوچان بئ بلوچی زیان و گارانت       ***    بلوچی هر بلوچء ننگ و نامنت           بلوچی چا پت و ماتان نشان انت

   

به نشریه بلوچی- فارسی استون خوش آمدید

 

   
 
 Estoon is a journal that is published by balouch students of S & Balouchistan University
   
با سلامي دوباره

محمد اکرم حسین بر

بگذریم از بسی بی مهریها که تا رسیدن به استون بر ما گذشت ،چرا که ما فرزندان وادی نخل و آفتاب بسیار از این بی مهریها و نا ملایمات دیده ایم ولی آنچه که مرهم زخم های ماست ، صبوری و استقامتی است که از نخل های باسق بلوچستان ، سمبل مقاومت و پایداری تفتان و هم نشینی با آفتاب سوزان آموخته ایم.

اكنون كه پرده حجاب بين شما و استون برداشته شده و او آمده كه ازين پس با شما باشد، بايد گفت كه استون انحصاري نيست. استون درست است كه بلوچي - فارسي است، اما همه جاي ايران را سراي خود مي داند و قصد دارد در كنار پرداختن به بلوچستان، سفره دل تك تك شما عزيزان چه لر، ترك، زابلي، فارس، كرد، عرب، تركمن، بندري و همه و همه باشد،

استون نشريه اي بلوچي - فارسي است كه به منظور ارتقاء سطح فرهنگي، ادبي و اجتماعي دانشجويان و حمايت از اين قبيل فعاليت ها و برنامه ها و مشاركت هر چه بيشتر دانشجويان و اساتيد در جهت پيشبرد برنامه هاي فرهنگي دانشگاه و افزايش بينش و آگاهي دانشگاهيان براي رسيدن به اهداف ذيل فعاليت مي نمايد:

تلاش در جهت معرفي فرهنگهاي اصيل ايراني، اسلامي - ترويج فرهنگ مشاركت در بين دانشگاهيان درامور فرهنگي و اجتماعي - معرفي صاحبنظران، هنرمندان، اساتيد، نخبگان و مشاهير برجسته - تحكيم زمينه هاي همكاري و همفكري بين دانشجويان و اساتيد - معرفي دانشجويان مستعد و بهره گيري از توان آنها - تلاش در جهت حفظ ميراث فرهنگي و ادبي كشورمان - تريبوني براي انعكاس ديدگاه ها، راهكارها، انتقادات و پيشنهادات سازنده دانشجويان در امور فرهنگي و اجتماعي - تحكيم روابط بين دانشجويان و مسؤولين و انعكاس ديدگاههاي طرفين - تلاش براي رسيدن به رشد اجتماعي و تحليل و بررسي موانع پيش رو - شناسايي و معرفي فرهنگ، تاريخ و آداب و رسوم مناطق مختلف جغرافيايي ايران براي شناخت و نزديكي هر چه بيشتر دانشجويان.

پس استون متعلق به شماست و صميمانه دستان پر مهرتان را مي فشارد و منتظر آثار، افكار و انديشه هاي بلندتان است. اين شما و اين استون ...

 

.
 

 
سال اول - شماره اول
 

سعدی مکران

طارق پسند
                  

«كدي بيت در كپيت دنزان سواري

 

 

دليري، پرمرائي، سرمچاري»

 

 

در سال 1345 ه‍.ق هيجدهم شعبان المعظّم، روز دوشنبه، گريه ي طفلي در فضاي دهكده ي باهو كلات طنين انداز شد و كلبه پدر و مادر را به نور جمال خويش، منور ساخت. اين نور تنها به يك كلبه يا روستا اكتفا نكرد بلكه تمام بلوچستان و حتي بعضي كشورهاي ديگر را نيز تحت الشعاع قرار داد. اين نوزاد حضرت مولانا محمد عبدالله روانبد فرزند «مولانا محمد يحيي» پيشواي مذهبي باهو كلات بودند.

يكسال پس از تولد مولانا والد گرامي ايشان از باهوكلات به راسك و از آنجا به پيشين نقل مكان كردند. مولوي عبدالله در همان اوان كودكي آثار ذكاوت و هوش از سيمايش آشكار بود. در پنج سالگي شروع به خواندن كرد. ايشان بيشتر كتابهاي درسي را از محضر والد بزرگوار فراگرفتند. سپس در سال 1371 ه‍.ق براي پايان تحصيلات و اخذ مدرك به كراچي پاكستان رفتند و در مدرسه ي مظهر العلوم مدرك تحصيلي را دريافت كرد.

مولانا پس از بازگشت از كراچي در «دشت سنت سر» به عنوان پيشواي مذهبي آن محل، سكونت اختيار كرد؛ اما چند ماه بعد هنگامي كه والد گرامي ايشان در مكه وفات يافتند، ايشان ناگزير به پيشين باز گشتند و امامت و پيشوايي آن منطقه را به عهده گرفتند. دراين سالها مولانا كمرهمت بستند و به تبليغ و ارشاد مردم مشغول شدند. قضاوتش آنچنان عادلانه بود كه نه تنها مردم پيشين، بلكه از راههاي دور و دراز به محضر شرع و قضاوت ايشان حاضر مي شدند. در سال 1388 ه‍.ق مدرسه ي ديني تعليم القرآن را در پيشين تأسيس كردند. ايشان در سال 1395 به زيارت خانه ي خدا مشرف شدند و در بازگشت قصيده ي معروف «سفر نامه ي حرمين شريفين» را سرودند. مولانا در آخر قصيده اينگونه از خدا دعا خواسته اند :

«يارب مكن تو اي سفرا آخري سفر

 

 

قسمت بكن زيارتءِ حرمين باربار»

 

اين دعاي مولانا به هدف اجابت نشست. چون ايشان ده بار به زيارت خانه ي خدا نايل آمدند. سال 1408 ه‍.ق مطابق با 1367 ه‍.ش، سال مفارقت و اندوهناكترين سال براي ما و تمام قوم بلوچ بود. حضرت مولانا پس از اداي مناسك حج به اتفاق «حاجي شاهي» و «حاجي صاحبداد» ‌روانه ي العين شدند اما در بين راه آن خورشيد علم و معرفت، آن جامع معقول و منقول، آن شاعر بي بدليل بلوچستان براثر واژگون شدن اتومبيل، براي هميشه چشم از جهان فروبست. مولانا تنها شاعري هستند كه تمام اشعارشان شاهكارادبيات بلوچي هستند. او در تمام زمينه هاي شعري استاد بلامنازع است. درحماسه آنچنان بخوبي صحنه آرايي مي نمايد كه خواننده را با خود به تماشاي آن صحنه ها مي برد.

اشعار عاشقانه ي ايشان نيز شاهكارهاي ادبي بلوچستان محسوب مي شوند. شعرهاي «قلم»، «گل و زيور» و «شعر خواب و خيال» كه اشعار عاشقانه، مولانا هستند، مرواريدهايي از درياي عقل و معرفتند كه به دست شاعري توانا سفته شده اند.

شعر قومي «مكران» بالاتر از آن است كه در تعريف و توصيف ما بگنجد، چرا كه اين شعر زيبا در بردارنده ي تمام آداب و رسوم، طريقه ي زندگي بلوچها و هزاران نكته ي ظريف ديگر است. همچنين نام صدها گل و گياه و درخت وحيوان در آن به زيبايي گنجانده شده است؛ از همه زيباتر صحنه آرايي ها، كاربرد صدها آرايه ي معنوي و لفظي، آنرا از شاهكارهاي ديوان بلوچستان قرار داده است.

اشعار مذهبي آن بزرگواري زياد است. هدف ايشان از سرودن اين اشعار، آشنايي مردم با مسايل ديني و احوال معاد بود. چون نظم بهتر از نثر در ذهن مردم جاي مي گيرد، ايشان مسايل ديني، احوال معاد وحوادث تاريخي را به نظم در آورده اند.

مولانا در اشعار تاريخي و حماسي صدراسلام، دو هدف را دنبال مي كنند؛ يكي اينكه يا دو خاطره ي مجاهدان و بزرگان صدر اسلام زنده بماند؛ دوم اينكه بلوچها از آن دليريها و جانفشانيهاي نخستين مجاهدان، باخبر شوند و درس بياموزند.

مولانا دراين كار، موفقيت چشمگير، بدست آورده اند؛ زيرا هم اكنون همه كمابيش داستان آن بزرگان را از نواي گرم «كمالخان»، «ملاغلام قادر»، «شهداد» و «ملادرمحمد» شنيده اند و حتي بسياري از مردم آن شعر ها را از بركرده اند. نواي گرم «ملادرمحمد» كه شعر «جنگ بدر» را مي خواند تا مدتها از راديو زاهدان پخش مي شد.

قصد مولانا از اشعار قومي، حماسي و وطني، آشنايي بلوچها با فرهنگ، آداب و رسوم گذشتگان و زنده نگهداشتن حس وطن دوستي است. همچنين شكوفايي ادبيات بلوچستان را مي توان در واژه هاي زيبا، ضرب المثلها، نكته‌هاي ظريف، تلميحات و اشاره به داستانهاي تاريخي جستجو كرد.

حس وطن دوستي در جاي جاي اشعار مولانا ديده مي شود. «شعر مكّران» سرتاسر عشق به وطن است. مولانا آنرا از مازندران بهتر وزيباتر مي بيند. آنرا «رشك يمن» و «داغ ختن» ‌مي بيند. سنگ وشن آنرا «درعدن» مي بيند. «درخت گز و كنار» را «سرو و سمن» مي بيند. «زيرك» را «شاخ نسترن» مي‌بيند. در مقدمه ي شعر داد شاه نيز حسن وطن دوستي مشاهده مي شود.

«جي مكران مامء يلان

 

 

بباتَي مدام عيش و گلان

 

هنچو كه صد برگين گلان

 

 

پروا مباتي بلبلان»

 

عشق به وطن طبق گفته پيامبر اسلام ( ص ) جزوي از ايمان است.

حضرت مولانا در شعرشان به اين حديث اشاره كرده اند :

«محمّد عربي شهريار ملك وجود    چه گفت؟ گفت كه حب الوطن ز ايمان است»

مولانا در پند و اندرز، سعدي روزگار است. ايشان در وسط يا آخر بيشتر اشعارشان زبان به پند و اندرز مي گشايند.

ايشان براي زنده نگهداشتن زبان و فرهنگ بلوچي، به برپايي جلسات مشاعره و تربيت شاگردان همت گماشتند. ابتدا خود ايشان شعري قرائت مي كردند. سپس به اشعار حاضرين گوش فرا مي دادند و در آخر، مولانا اشعار آنها را تصحيح مي كردند و به آنها نمره مي دادند.

چراغ جلسات مشاعره كه با دم گرم مولانا روشن شده بود، حتي پس از وفات آن بزرگوار خاموش نماند؛ زيرا جلسات مشاعره همچنان برگزارمي شد هر چند آن فروغ اوليه درآن ديده       نمي شد.

اينك دو نمونه از اشعار فارسي و بلوچي او:

غزل فارسي :

حمد يكتايي كه ملك هر دو عالم زان اوست

 

 

 

 

 

هم سه روح و چاراركان آفريدن شان اوست

 

پنج حس و شش جهت و زهفت ارض و هشت خلد

 

 

 

 

 

تا نه اطباق فلك هر چيز برفرمان اوست

 

ضرب كلك قسمتش تفريق جمع امر كرد

 

 

 

 

 

داد هر موجود را شاني كه آن شايان اوست

 

داد انسان را به لوح خاك تعليم قلم

 

 

 

 

 

«علّم الانسان ما لم يعلم» از احسان اوست

 

شهسوار ليله المعراج را گويم چه نعت

 

 

 

 

 

آنكه نه طاق مقرنس عرصه جولان اوست

 

كي بلا گردد گريبانگير عالم در جهان

 

 

 

 

 

زانكه در هر دو جهان دست من و دامان اوست

 

چيست بهر نذر در گاهش نثار نظم مدح

 

 

 

 

 

جان و مال و آل عبدالله همه قربان اوست

 

بروي و بر آل و اصحاب كرامش دمبدم

 

 

 

 

 

رحمت حق باد تا چرخ است و تا دوران اوست

 

مقدمه ي ترازوي قلم در علم رياضي

غزل بلوچي :

ما بلوچِن ما بلوچِن ما بلوچ

 

 

ما بلوچستانءنوكين ماه و روچ

 

تاك تاكِن زندءدفترتي بلوچ

 

 

زيرتفاقءرشتگاهوري بدوچ

 

پرچيا از كاروان پدمنتگي

 

 

ظاهرِن پَش كِنزَگء مادن چوروچ

 

روچ دراتكگ تواگت وابينگي

 

 

شنگ و شانگنت باروبي فكري چه كوچ

 

گوهري پيت من زرء لنجابه بد

 

 

لعلءِلوتَي سكگين كوهان بكوچ

 

كاميابي كار و كوشستءِ بَرن

 

 

انب لوئي چون كه تو كشتگ كروچ

 

وقت گوازيني په واب و غفلتا

 

 

قيمتي جنسا مكن چوستك و سوچ

 

روم وشامء حسرتا چيّاوَرَي

 

 

روم وشامي هدكن از چانب و نكوچ

 

لاغري عذري نَهِن په تازيا

 

 

لاغَري بهتر بِتَچ بل عذرء پوچ

 

گون بلوچي غيرتا ميانابِبَند

 

 

ميشءِ چم جَهلي مكن پاداچوقوچ

 

نين ترا زيبيت گوشگ بافخروشان

 

 

ديمءِ ديوّانا كه ما هستٍن بلوچ

 

ما بلوچين ما بلوچين ما بلوچ

 

 

ما بلوچستانء نوكين ماه و روچ

 

 

 

 
 
: :نشریه بلوچی - فارسی استون  ::              ::  نشریه ای  فرهنگی-ادبی-اجتماعی ::           :: متعلق به دانشجویان بلوچ دانشگاه سیستان وبلوچستان است               
لوگ
شماره اول
شماره دوم
شماره سوم
آرشیو
تماس با ما
 

شماره اول